تغییر منو
Toggle preferences menu
تغییر منوی شخصی
به سامانه وارد نشده‌اید
Your IP address will be publicly visible if you make any edits.

کمال نهایی انسان: تفاوت میان نسخه‌ها

از ویکی معرفت
بدون خلاصۀ ویرایش
 
(۹ نسخهٔ میانیِ ایجادشده توسط همین کاربر نشان داده نشد)
خط ۱: خط ۱:
کمال نهایی انسان، هدف غایی و مطلوب مطلق انسان در منظومۀ اندیشۀ اسلامی است. این کمال مطلق و بی‌پایان، به‌معنای قرب الهی و نزدیک شدن به خداوند است. این هدف ریشه در سرشت خداجوی انسان دارد و مبنای تمامی ساختارهای اخلاقی، حقوقی و سیاسی است.
کمال نهایی انسان، هدف غایی و مطلوب مطلق انسان در منظومۀ اندیشۀ اسلامی است. این کمال مطلق و بی‌پایان، به‌معنای قرب الهی و نزدیک شدن به [[خداوند]] است. این هدف ریشه در سرشت خداجوی انسان دارد و مبنای تمامی ساختارهای اخلاقی، حقوقی و سیاسی است.


کمال انسان، ریشه در محبت الهی دارد و نفس مجرد و فقر ذاتی انسان، حرکت به سوی کمال را فراهم می‌کنند، و درجه کمال انسان، متناسب با علم حضوری او درباره خودش و خداوند شکل می‌گیرد. لازمهٔ کمال نهایی انسان، شناخت صحیحی است که صرفاً بر ابزارهای عادی متکی نیست، و از طریق دین و وحی صورت می‌گیرد که از طریق خداوند حکیم در اختیار انسان قرار می‌گیرد.
کمال انسان، ریشه در محبت الهی دارد و نفس مجرد و فقر ذاتی انسان، حرکت به سوی کمال را فراهم می‌کنند، و درجه کمال انسان، متناسب با [[علم حضوری]] او درباره خودش و خداوند شکل می‌گیرد. لازمهٔ کمال نهایی انسان، شناخت صحیحی است که صرفاً بر ابزارهای عادی متکی نیست، و از طریق [[دین]] و [[وحی]] صورت می‌گیرد که از طریق خداوند حکیم در اختیار انسان قرار می‌گیرد.


==ماهیت کمال نهایی و هدف آفرینش==
==ماهیت کمال نهایی و هدف آفرینش==
خط ۷: خط ۷:


===ریشه‌های وجودی کمال ===
===ریشه‌های وجودی کمال ===
* '''محبت الهی''': در میان علل غایی، حبّ به آثار ذات الهی و ظهور کمال خداوند در ممکنات، موجب می‌شود که خداوند انسان را به بالاترین مرتبۀ کمال ممکن برساند.<ref>انسان‌شناسی، صص۹۷، ۹۱</ref>
* '''محبت الهی''': در میان علل غایی، حبّ به آثار ذات الهی و ظهور کمال خداوند در ممکنات، موجب می‌شود که [[خداوند]] انسان را به بالاترین مرتبۀ کمال ممکن برساند.<ref>انسان‌شناسی، ص۹۷، ۹۱</ref>
* '''نفس و فقر ذاتی''': انسان دارای نفس مجرد است که قابلیت حرکت اختیاری به‌سوی کمال دارد.<ref>انسان‌شناسی، ص۹۶). این نفس در واقع عین ربط و فقر به واجب‌الوجود است و وجودی مستقل ندارد.<ref>خداشناسی، ص۲۷۶</ref>
* '''نفس و فقر ذاتی''': انسان دارای [[نفس مجرد]] است که قابلیت حرکت اختیاری به‌سوی کمال دارد.<ref>انسان‌شناسی، ص۹۶</ref> این نفس در واقع عین ربط و فقر به [[واجب‌الوجود]] است و وجودی مستقل ندارد.<ref>خداشناسی، ص۲۷۶</ref>
* '''علم حضوری و کمال''': درجۀ کمال نهایی هر فرد، با شدت و ضعف علم حضوری او درباره وجود خودش و رابطۀ وجودی‌اش با خداوند گره خورده است.<ref>فلسفۀ اخلاق، ص۱۰۷-۱۰۸</ref> بر این اساس، کسی که به کمال مطلق برسد، حقیقت وجود خود را کاملاً درک خواهد کرد.<ref>فلسفۀ اخلاق، ص۱۰۷</ref>
* '''علم حضوری و کمال''': درجۀ کمال نهایی هر فرد، با شدت و ضعف [[علم حضوری]] او درباره وجود خودش و رابطۀ وجودی‌اش با خداوند گره خورده است.<ref>فلسفۀ اخلاق، ص۱۰۷-۱۰۸</ref> بر این اساس، کسی که به کمال مطلق برسد، حقیقت وجود خود را کاملاً درک خواهد کرد.<ref>فلسفۀ اخلاق، ص۱۰۷</ref>


===پیوند کمال با آرامش===
===پیوند کمال با آرامش===
خط ۱۹: خط ۱۹:


===کمال و فلسفۀ اخلاق===
===کمال و فلسفۀ اخلاق===
* '''ارزش‌گذاری بر اساس کمال''': در مکتب اخلاقی واقع‌گرا، ارزش اخلاقی افعال بر اساس میزان تقرّب به کمال نهایی، یعنی قرب الهی، سنجیده می‌شود.<ref>فلسفۀ اخلاق، صص۷۴-۷۵، ۹۴</ref>
* '''ارزش‌گذاری بر اساس کمال''': در مکتب اخلاقی واقع‌گرا، ارزش اخلاقی افعال بر اساس میزان تقرّب به کمال نهایی، یعنی قرب الهی، سنجیده می‌شود.<ref>فلسفۀ اخلاق، ص ۷۴-۷۵، ۹۴</ref>
* '''تأمین اهداف خودگرایانه''': با وصول به کمال نهایی، برترین لذت و آرامش خاطر (که هدف مکاتب خودگراست) نیز به‌صورت مطلق و پایدار حاصل می‌شود؛<ref>فلسفۀ اخلاق، ص۱۱۰-۱۱۱، ۴۱۰-۴۱۱</ref> زیرا لذت حاصل از قرب الهی، بهتر از لذت‌های دنیوی است.<ref>فلسفۀ اخلاق، ص۴۱۱</ref>
* '''تأمین اهداف خودگرایانه''': با وصول به کمال نهایی، برترین لذت و آرامش خاطر (که هدف مکاتب خودگراست) نیز به‌صورت مطلق و پایدار حاصل می‌شود؛<ref>فلسفۀ اخلاق، ص۱۱۰-۱۱۱، ۴۱۰-۴۱۱</ref> زیرا لذت حاصل از قرب الهی، بهتر از لذت‌های دنیوی است.<ref>فلسفۀ اخلاق، ص۴۱۱</ref>
* '''تزاحم کمالات''': در مسیر حرکت به‌سوی کمال، انسان با تزاحم میان کمال‌های نسبی، مانند ثروت، قدرت یا لذت‌های حسی، مواجه است، و برای رسیدن به کمال مطلق، باید برترین گزینه را برگزیند.<ref>فلسفۀ اخلاق، صص۹۴، ۱۱۱، ۱۱۴</ref>
* '''تزاحم کمالات''': در مسیر حرکت به‌سوی کمال، انسان با تزاحم میان کمال‌های نسبی، مانند ثروت، قدرت یا لذت‌های حسی، مواجه است، و برای رسیدن به کمال مطلق، باید برترین گزینه را برگزیند.<ref>فلسفۀ اخلاق، ص ۹۴، ۱۱۱، ۱۱۴</ref>


===کمال و فلسفۀ حقوق===
===کمال و فلسفۀ حقوق===
* '''هدف حقوق''': قوانین حقوقی در اسلام صرفاً محدود به تنظیم امور دنیوی نیستند، بلکه گذرگاهی به‌سوی آخرت و هدف کمال نهایی انسان تلقی می‌شوند.<ref>فلسفۀ حقوق، ص۹۵</ref>
* '''هدف حقوق''': قوانین حقوقی در اسلام صرفاً محدود به تنظیم امور دنیوی نیستند، بلکه گذرگاهی به‌سوی آخرت و هدف کمال نهایی انسان تلقی می‌شوند.<ref>فلسفۀ حقوق، ص۹۵</ref>
* '''مصالح و مفاسد''': احکام الهی وضع شده‌اند تا صَلاح و بقای بندگان را تأمین کنند، چرا که ریشه در مصالح و مفاسد واقعی دارند، و هدف نهایی از وضع این قوانین، هدایت انسان به‌سوی کمال نهایی است.<ref>فلسفۀ حقوق، صص۷۷-۷۸، ۹۸</ref>
* '''مصالح و مفاسد''': احکام الهی وضع شده‌اند تا صَلاح و بقای بندگان را تأمین کنند، چرا که ریشه در مصالح و مفاسد واقعی دارند، و هدف نهایی از وضع این قوانین، هدایت انسان به‌سوی کمال نهایی است.<ref>فلسفۀ حقوق، ص ۷۷-۷۸، ۹۸</ref>


===کمال و فلسفۀ سیاست===
===کمال و فلسفۀ سیاست===
خط ۳۴: خط ۳۴:
دستیابی به کمال نهایی، مستلزم شناخت صحیح و معتبر است، اما این شناخت نمی‌تواند صرفاً بر ابزارهای عادی متکی باشد.
دستیابی به کمال نهایی، مستلزم شناخت صحیح و معتبر است، اما این شناخت نمی‌تواند صرفاً بر ابزارهای عادی متکی باشد.
* '''لزوم معرفت یقینی''': تلاش‌های علمی و عملی برای رسیدن به کمال، بدون امکان تحصیل معرفت معتبر و یقینی که راه سعادت را نشان دهد، بیهوده خواهد بود.<ref>معرفت‌شناسی، ص۲۴</ref>
* '''لزوم معرفت یقینی''': تلاش‌های علمی و عملی برای رسیدن به کمال، بدون امکان تحصیل معرفت معتبر و یقینی که راه سعادت را نشان دهد، بیهوده خواهد بود.<ref>معرفت‌شناسی، ص۲۴</ref>
* '''نابسندگی ابزارهای عادی''': عقل انسان اگرچه می‌تواند کمال را درک کند.<ref>انسان‌شناسی، صص۱۲۳-۱۲۴</ref> اما در شناخت جزئیات آثار رفتارهای دنیوی بر کمال و نقص ابدی نفس آگاه نیست، و همچنین بر درک کامل ویژگی‌های حیات اخروی، احاطه ندارد.<ref>دین؛ راه سعادت انسان، ص ۲۷۵-۲۷۷</ref>
* '''نابسندگی ابزارهای عادی''': عقل انسان اگرچه می‌تواند کمال را درک کند.<ref>انسان‌شناسی، ص ۱۲۳-۱۲۴</ref> اما در شناخت جزئیات آثار رفتارهای دنیوی بر کمال و نقص ابدی نفس آگاه نیست، و همچنین بر درک کامل ویژگی‌های حیات اخروی، احاطه ندارد.<ref>دین؛ راه سعادت انسان، ص ۲۷۵-۲۷۷</ref>
* '''ضرورت راه فراعادی''': انسان برای دستیابی به کمال حقیقی که همان قرب الهی است، نیازمند راهی فراعادی، مانند دین و وحی است که از طریق خداوند حکیم در اختیار او قرار می‌گیرد؛ در غیر این صورت، غرض آفرینش، یعنی رساندن انسان به کمال، نقض خواهد شد.<ref>دین؛ راه سعادت انسان، ص ۲۷۸</ref>
* '''ضرورت راه فراعادی''': انسان برای دستیابی به کمال حقیقی که همان قرب الهی است، نیازمند راهی فراعادی، مانند [[دین]] و [[وحی]] است که از طریق خداوند حکیم در اختیار او قرار می‌گیرد؛ در غیر این صورت، غرض آفرینش، یعنی رساندن انسان به کمال، نقض خواهد شد.<ref>دین؛ راه سعادت انسان، ص ۲۷۸</ref>


==پانویس==
==پانویس==
خط ۴۳: خط ۴۳:
== منابع ==
== منابع ==
{{منابع}}
{{منابع}}
* مصباح، مجتبی و محمدی، عبدالله، مبانی اندیشه اسلامی-۱: معرفت‌شناسی، قم، انتشارات مؤسسه‌ی آموزشی و پژوهشی امام خمینی (ره)، چاپ هجدهم، ویراست دوم، ۱۴۰۲ش
* مصباح، مجتبی و عبودیت، عبدالرسول، مبانی اندیشه اسلامی-۲: خداشناسی، قم، انتشارات مؤسسه‌ی آموزشی و پژوهشی امام خمینی (ره)، چاپ چهاردهم، ویراست دوم، ۱۴۰۱ش.
* الهی‌راد، صفدر، مبانی اندیشه اسلامی-۳: انسان‌شناسی، قم، انتشارات مؤسسه‌ی آموزشی و پژوهشی امام خمینی (ره)، چاپ دوازدهم، ویراست سوم، ۱۴۰۱ش.
* مصباح، مجتبی، مبانی اندیشه اسلامی-۴: فلسفه اخلاق، قم، انتشارات مؤسسه‌ی آموزشی و پژوهشی امام خمینی (ره)، چاپ هشتم، ویراست دوم، ۱۳۹۹ش.
* دانش‌پژوه، مصطفی و عابدینی، جواد، مبانی اندیشه اسلامی-۵: فلسفه حقوق، قم، انتشارات مؤسسه‌ی آموزشی و پژوهشی امام خمینی (ره)، چاپ هشتم، ویراست دوم، ۱۳۹۹ش.
* شبان‌نیا، قاسم، مبانی اندیشه اسلامی-۶: فلسفه سیاست، قم، انتشارات مؤسسه‌ی آموزشی و پژوهشی امام خمینی (ره)، چاپ یازدهم، ویراست دوم، ۱۴۰۱ش.
{{پایان}}
[[رده:مفاهیم فلسفی]]
[[رده:مفاهیم اخلاقی]]

نسخهٔ کنونی تا ‏۲۴ دسامبر ۲۰۲۵، ساعت ۱۵:۴۲

کمال نهایی انسان، هدف غایی و مطلوب مطلق انسان در منظومۀ اندیشۀ اسلامی است. این کمال مطلق و بی‌پایان، به‌معنای قرب الهی و نزدیک شدن به خداوند است. این هدف ریشه در سرشت خداجوی انسان دارد و مبنای تمامی ساختارهای اخلاقی، حقوقی و سیاسی است.

کمال انسان، ریشه در محبت الهی دارد و نفس مجرد و فقر ذاتی انسان، حرکت به سوی کمال را فراهم می‌کنند، و درجه کمال انسان، متناسب با علم حضوری او درباره خودش و خداوند شکل می‌گیرد. لازمهٔ کمال نهایی انسان، شناخت صحیحی است که صرفاً بر ابزارهای عادی متکی نیست، و از طریق دین و وحی صورت می‌گیرد که از طریق خداوند حکیم در اختیار انسان قرار می‌گیرد.

ماهیت کمال نهایی و هدف آفرینش

هدف از آفرینش انسان، رساندن او به کمال حقیقی و سعادت ابدی است.

ریشه‌های وجودی کمال

  • محبت الهی: در میان علل غایی، حبّ به آثار ذات الهی و ظهور کمال خداوند در ممکنات، موجب می‌شود که خداوند انسان را به بالاترین مرتبۀ کمال ممکن برساند.[۱]
  • نفس و فقر ذاتی: انسان دارای نفس مجرد است که قابلیت حرکت اختیاری به‌سوی کمال دارد.[۲] این نفس در واقع عین ربط و فقر به واجب‌الوجود است و وجودی مستقل ندارد.[۳]
  • علم حضوری و کمال: درجۀ کمال نهایی هر فرد، با شدت و ضعف علم حضوری او درباره وجود خودش و رابطۀ وجودی‌اش با خداوند گره خورده است.[۴] بر این اساس، کسی که به کمال مطلق برسد، حقیقت وجود خود را کاملاً درک خواهد کرد.[۵]

پیوند کمال با آرامش

  • نتایج عملی خداشناسی: آرامش و رهایی از اضطراب، از نتایج عملی رسیدن به معرفت و پرستش خداوند است که خود مرتبه‌ای از کمال محسوب می‌شود.[۶]
  • کمال مطلق در برابر اهداف نسبی: اگر انسان موجودی صرفاً مادی قلمداد شود، هدف زندگی‌اش محدود به رفاه مادی خواهد بود و هیچ نیازی به تعالیم دینی احساس نخواهد کرد.[۷] در مقابل، کمال نهایی، یعنی قرب الهی، هدفی مطلق و غیرمادی است که از لذت‌های شخصیِ صرفاً مادّی برتر است.[۸]

کمال به‌مثابۀ معیار در اخلاق، حقوق و سیاست

کمال نهایی انسان، به‌دلیل اینکه مطلوب ذاتی و غایی است، مبنای اصلی تمامی نظام‌های ارزشی و اجتماعی قرار می‌گیرد.

کمال و فلسفۀ اخلاق

  • ارزش‌گذاری بر اساس کمال: در مکتب اخلاقی واقع‌گرا، ارزش اخلاقی افعال بر اساس میزان تقرّب به کمال نهایی، یعنی قرب الهی، سنجیده می‌شود.[۹]
  • تأمین اهداف خودگرایانه: با وصول به کمال نهایی، برترین لذت و آرامش خاطر (که هدف مکاتب خودگراست) نیز به‌صورت مطلق و پایدار حاصل می‌شود؛[۱۰] زیرا لذت حاصل از قرب الهی، بهتر از لذت‌های دنیوی است.[۱۱]
  • تزاحم کمالات: در مسیر حرکت به‌سوی کمال، انسان با تزاحم میان کمال‌های نسبی، مانند ثروت، قدرت یا لذت‌های حسی، مواجه است، و برای رسیدن به کمال مطلق، باید برترین گزینه را برگزیند.[۱۲]

کمال و فلسفۀ حقوق

  • هدف حقوق: قوانین حقوقی در اسلام صرفاً محدود به تنظیم امور دنیوی نیستند، بلکه گذرگاهی به‌سوی آخرت و هدف کمال نهایی انسان تلقی می‌شوند.[۱۳]
  • مصالح و مفاسد: احکام الهی وضع شده‌اند تا صَلاح و بقای بندگان را تأمین کنند، چرا که ریشه در مصالح و مفاسد واقعی دارند، و هدف نهایی از وضع این قوانین، هدایت انسان به‌سوی کمال نهایی است.[۱۴]

کمال و فلسفۀ سیاست

  • غایت حکومت: هدف اصلی از تشکیل حکومت اسلامی، هدایت جامعه به‌سوی سعادت حقیقی و کمال نهایی است.[۱۵]
  • سیاست جامع: به‌دلیل پیوند میان دنیا و آخرت، سیاست اسلامی تنها به تدبیر امور مادی محدود نمی‌شود؛ زیرا اگر زندگی فقط جنبه مادی داشته باشد، تدبیر امور مادی برای سعادت جاودانه کافی نیست.[۱۶]

کمال و حوزۀ معرفت

دستیابی به کمال نهایی، مستلزم شناخت صحیح و معتبر است، اما این شناخت نمی‌تواند صرفاً بر ابزارهای عادی متکی باشد.

  • لزوم معرفت یقینی: تلاش‌های علمی و عملی برای رسیدن به کمال، بدون امکان تحصیل معرفت معتبر و یقینی که راه سعادت را نشان دهد، بیهوده خواهد بود.[۱۷]
  • نابسندگی ابزارهای عادی: عقل انسان اگرچه می‌تواند کمال را درک کند.[۱۸] اما در شناخت جزئیات آثار رفتارهای دنیوی بر کمال و نقص ابدی نفس آگاه نیست، و همچنین بر درک کامل ویژگی‌های حیات اخروی، احاطه ندارد.[۱۹]
  • ضرورت راه فراعادی: انسان برای دستیابی به کمال حقیقی که همان قرب الهی است، نیازمند راهی فراعادی، مانند دین و وحی است که از طریق خداوند حکیم در اختیار او قرار می‌گیرد؛ در غیر این صورت، غرض آفرینش، یعنی رساندن انسان به کمال، نقض خواهد شد.[۲۰]

پانویس

  1. انسان‌شناسی، ص۹۷، ۹۱
  2. انسان‌شناسی، ص۹۶
  3. خداشناسی، ص۲۷۶
  4. فلسفۀ اخلاق، ص۱۰۷-۱۰۸
  5. فلسفۀ اخلاق، ص۱۰۷
  6. خداشناسی، ص ۹۹؛ انسان‌شناسی، ص۶۱
  7. فلسفۀ سیاست، مقدمه، ص۵۳۳؛ انسان‌شناسی، ص۲۱۶
  8. فلسفۀ اخلاق، ص۷۴
  9. فلسفۀ اخلاق، ص ۷۴-۷۵، ۹۴
  10. فلسفۀ اخلاق، ص۱۱۰-۱۱۱، ۴۱۰-۴۱۱
  11. فلسفۀ اخلاق، ص۴۱۱
  12. فلسفۀ اخلاق، ص ۹۴، ۱۱۱، ۱۱۴
  13. فلسفۀ حقوق، ص۹۵
  14. فلسفۀ حقوق، ص ۷۷-۷۸، ۹۸
  15. فلسفۀ سیاست، ص۴۳-۴۴
  16. فلسفۀ سیاست، مقدمه، ص۵۳۳؛ فلسفۀ سیاست، ص۱۷۰
  17. معرفت‌شناسی، ص۲۴
  18. انسان‌شناسی، ص ۱۲۳-۱۲۴
  19. دین؛ راه سعادت انسان، ص ۲۷۵-۲۷۷
  20. دین؛ راه سعادت انسان، ص ۲۷۸


منابع

  • مصباح، مجتبی و محمدی، عبدالله، مبانی اندیشه اسلامی-۱: معرفت‌شناسی، قم، انتشارات مؤسسه‌ی آموزشی و پژوهشی امام خمینی (ره)، چاپ هجدهم، ویراست دوم، ۱۴۰۲ش
  • مصباح، مجتبی و عبودیت، عبدالرسول، مبانی اندیشه اسلامی-۲: خداشناسی، قم، انتشارات مؤسسه‌ی آموزشی و پژوهشی امام خمینی (ره)، چاپ چهاردهم، ویراست دوم، ۱۴۰۱ش.
  • الهی‌راد، صفدر، مبانی اندیشه اسلامی-۳: انسان‌شناسی، قم، انتشارات مؤسسه‌ی آموزشی و پژوهشی امام خمینی (ره)، چاپ دوازدهم، ویراست سوم، ۱۴۰۱ش.
  • مصباح، مجتبی، مبانی اندیشه اسلامی-۴: فلسفه اخلاق، قم، انتشارات مؤسسه‌ی آموزشی و پژوهشی امام خمینی (ره)، چاپ هشتم، ویراست دوم، ۱۳۹۹ش.
  • دانش‌پژوه، مصطفی و عابدینی، جواد، مبانی اندیشه اسلامی-۵: فلسفه حقوق، قم، انتشارات مؤسسه‌ی آموزشی و پژوهشی امام خمینی (ره)، چاپ هشتم، ویراست دوم، ۱۳۹۹ش.
  • شبان‌نیا، قاسم، مبانی اندیشه اسلامی-۶: فلسفه سیاست، قم، انتشارات مؤسسه‌ی آموزشی و پژوهشی امام خمینی (ره)، چاپ یازدهم، ویراست دوم، ۱۴۰۱ش.