کمال نهایی انسان: تفاوت میان نسخهها
More languages
More actions
بدون خلاصۀ ویرایش برچسب: برگرداندهشده |
بدون خلاصۀ ویرایش برچسب: واگردانی دستی |
||
| خط ۵۰: | خط ۵۰: | ||
* شباننیا، قاسم، مبانی اندیشه اسلامی-۶: فلسفه سیاست، قم، انتشارات مؤسسهی آموزشی و پژوهشی امام خمینی (ره)، چاپ یازدهم، ویراست دوم، ۱۴۰۱ش. | * شباننیا، قاسم، مبانی اندیشه اسلامی-۶: فلسفه سیاست، قم، انتشارات مؤسسهی آموزشی و پژوهشی امام خمینی (ره)، چاپ یازدهم، ویراست دوم، ۱۴۰۱ش. | ||
{{پایان}} | {{پایان}} | ||
نسخهٔ ۲۴ دسامبر ۲۰۲۵، ساعت ۱۱:۰۴
کمال نهایی انسان، هدف غایی و مطلوب مطلق انسان در منظومۀ اندیشۀ اسلامی است. این کمال مطلق و بیپایان، بهمعنای قرب الهی و نزدیک شدن به خداوند است. این هدف ریشه در سرشت خداجوی انسان دارد و مبنای تمامی ساختارهای اخلاقی، حقوقی و سیاسی است.
کمال انسان، ریشه در محبت الهی دارد و نفس مجرد و فقر ذاتی انسان، حرکت به سوی کمال را فراهم میکنند، و درجه کمال انسان، متناسب با علم حضوری او درباره خودش و خداوند شکل میگیرد. لازمهٔ کمال نهایی انسان، شناخت صحیحی است که صرفاً بر ابزارهای عادی متکی نیست، و از طریق دین و وحی صورت میگیرد که از طریق خداوند حکیم در اختیار انسان قرار میگیرد.
ماهیت کمال نهایی و هدف آفرینش
هدف از آفرینش انسان، رساندن او به کمال حقیقی و سعادت ابدی است.
ریشههای وجودی کمال
- محبت الهی: در میان علل غایی، حبّ به آثار ذات الهی و ظهور کمال خداوند در ممکنات، موجب میشود که خداوند انسان را به بالاترین مرتبۀ کمال ممکن برساند.[۱]
- نفس و فقر ذاتی: انسان دارای نفس مجرد است که قابلیت حرکت اختیاری بهسوی کمال دارد.[۲] این نفس در واقع عین ربط و فقر به واجبالوجود است و وجودی مستقل ندارد.[۳]
- علم حضوری و کمال: درجۀ کمال نهایی هر فرد، با شدت و ضعف علم حضوری او درباره وجود خودش و رابطۀ وجودیاش با خداوند گره خورده است.[۴] بر این اساس، کسی که به کمال مطلق برسد، حقیقت وجود خود را کاملاً درک خواهد کرد.[۵]
پیوند کمال با آرامش
- نتایج عملی خداشناسی: آرامش و رهایی از اضطراب، از نتایج عملی رسیدن به معرفت و پرستش خداوند است که خود مرتبهای از کمال محسوب میشود.[۶]
- کمال مطلق در برابر اهداف نسبی: اگر انسان موجودی صرفاً مادی قلمداد شود، هدف زندگیاش محدود به رفاه مادی خواهد بود و هیچ نیازی به تعالیم دینی احساس نخواهد کرد.[۷] در مقابل، کمال نهایی، یعنی قرب الهی، هدفی مطلق و غیرمادی است که از لذتهای شخصیِ صرفاً مادّی برتر است.[۸]
کمال بهمثابۀ معیار در اخلاق، حقوق و سیاست
کمال نهایی انسان، بهدلیل اینکه مطلوب ذاتی و غایی است، مبنای اصلی تمامی نظامهای ارزشی و اجتماعی قرار میگیرد.
کمال و فلسفۀ اخلاق
- ارزشگذاری بر اساس کمال: در مکتب اخلاقی واقعگرا، ارزش اخلاقی افعال بر اساس میزان تقرّب به کمال نهایی، یعنی قرب الهی، سنجیده میشود.[۹]
- تأمین اهداف خودگرایانه: با وصول به کمال نهایی، برترین لذت و آرامش خاطر (که هدف مکاتب خودگراست) نیز بهصورت مطلق و پایدار حاصل میشود؛[۱۰] زیرا لذت حاصل از قرب الهی، بهتر از لذتهای دنیوی است.[۱۱]
- تزاحم کمالات: در مسیر حرکت بهسوی کمال، انسان با تزاحم میان کمالهای نسبی، مانند ثروت، قدرت یا لذتهای حسی، مواجه است، و برای رسیدن به کمال مطلق، باید برترین گزینه را برگزیند.[۱۲]
کمال و فلسفۀ حقوق
- هدف حقوق: قوانین حقوقی در اسلام صرفاً محدود به تنظیم امور دنیوی نیستند، بلکه گذرگاهی بهسوی آخرت و هدف کمال نهایی انسان تلقی میشوند.[۱۳]
- مصالح و مفاسد: احکام الهی وضع شدهاند تا صَلاح و بقای بندگان را تأمین کنند، چرا که ریشه در مصالح و مفاسد واقعی دارند، و هدف نهایی از وضع این قوانین، هدایت انسان بهسوی کمال نهایی است.[۱۴]
کمال و فلسفۀ سیاست
کمال و حوزۀ معرفت
دستیابی به کمال نهایی، مستلزم شناخت صحیح و معتبر است، اما این شناخت نمیتواند صرفاً بر ابزارهای عادی متکی باشد.
- لزوم معرفت یقینی: تلاشهای علمی و عملی برای رسیدن به کمال، بدون امکان تحصیل معرفت معتبر و یقینی که راه سعادت را نشان دهد، بیهوده خواهد بود.[۱۷]
- نابسندگی ابزارهای عادی: عقل انسان اگرچه میتواند کمال را درک کند.[۱۸] اما در شناخت جزئیات آثار رفتارهای دنیوی بر کمال و نقص ابدی نفس آگاه نیست، و همچنین بر درک کامل ویژگیهای حیات اخروی، احاطه ندارد.[۱۹]
- ضرورت راه فراعادی: انسان برای دستیابی به کمال حقیقی که همان قرب الهی است، نیازمند راهی فراعادی، مانند دین و وحی است که از طریق خداوند حکیم در اختیار او قرار میگیرد؛ در غیر این صورت، غرض آفرینش، یعنی رساندن انسان به کمال، نقض خواهد شد.[۲۰]
پانویس
- ↑ انسانشناسی، ص۹۷، ۹۱
- ↑ انسانشناسی، ص۹۶
- ↑ خداشناسی، ص۲۷۶
- ↑ فلسفۀ اخلاق، ص۱۰۷-۱۰۸
- ↑ فلسفۀ اخلاق، ص۱۰۷
- ↑ خداشناسی، ص ۹۹؛ انسانشناسی، ص۶۱
- ↑ فلسفۀ سیاست، مقدمه، ص۵۳۳؛ انسانشناسی، ص۲۱۶
- ↑ فلسفۀ اخلاق، ص۷۴
- ↑ فلسفۀ اخلاق، ص ۷۴-۷۵، ۹۴
- ↑ فلسفۀ اخلاق، ص۱۱۰-۱۱۱، ۴۱۰-۴۱۱
- ↑ فلسفۀ اخلاق، ص۴۱۱
- ↑ فلسفۀ اخلاق، ص ۹۴، ۱۱۱، ۱۱۴
- ↑ فلسفۀ حقوق، ص۹۵
- ↑ فلسفۀ حقوق، ص ۷۷-۷۸، ۹۸
- ↑ فلسفۀ سیاست، ص۴۳-۴۴
- ↑ فلسفۀ سیاست، مقدمه، ص۵۳۳؛ فلسفۀ سیاست، ص۱۷۰
- ↑ معرفتشناسی، ص۲۴
- ↑ انسانشناسی، ص ۱۲۳-۱۲۴
- ↑ دین؛ راه سعادت انسان، ص ۲۷۵-۲۷۷
- ↑ دین؛ راه سعادت انسان، ص ۲۷۸
منابع
- مصباح، مجتبی و محمدی، عبدالله، مبانی اندیشه اسلامی-۱: معرفتشناسی، قم، انتشارات مؤسسهی آموزشی و پژوهشی امام خمینی (ره)، چاپ هجدهم، ویراست دوم، ۱۴۰۲ش
- مصباح، مجتبی و عبودیت، عبدالرسول، مبانی اندیشه اسلامی-۲: خداشناسی، قم، انتشارات مؤسسهی آموزشی و پژوهشی امام خمینی (ره)، چاپ چهاردهم، ویراست دوم، ۱۴۰۱ش.
- الهیراد، صفدر، مبانی اندیشه اسلامی-۳: انسانشناسی، قم، انتشارات مؤسسهی آموزشی و پژوهشی امام خمینی (ره)، چاپ دوازدهم، ویراست سوم، ۱۴۰۱ش.
- مصباح، مجتبی، مبانی اندیشه اسلامی-۴: فلسفه اخلاق، قم، انتشارات مؤسسهی آموزشی و پژوهشی امام خمینی (ره)، چاپ هشتم، ویراست دوم، ۱۳۹۹ش.
- دانشپژوه، مصطفی و عابدینی، جواد، مبانی اندیشه اسلامی-۵: فلسفه حقوق، قم، انتشارات مؤسسهی آموزشی و پژوهشی امام خمینی (ره)، چاپ هشتم، ویراست دوم، ۱۳۹۹ش.
- شباننیا، قاسم، مبانی اندیشه اسلامی-۶: فلسفه سیاست، قم، انتشارات مؤسسهی آموزشی و پژوهشی امام خمینی (ره)، چاپ یازدهم، ویراست دوم، ۱۴۰۱ش.